تبليغاتX
قلم سبز
آزاد

بمیرید، بمیرید، در این عشق بمیرید

در این عشق چو مردید، همه روح پذیرید

 

بمیرید، بمیرید، وزین مرگ مترسید

کزین خاک برآیید سماوات بگیرید

 

بمیرید، بمیرید، وزین نفس ببرید

که این نفس چو بند است و شما همچو اسیرید

 

یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان

چو زندان بشکستید، همه شاه و امیرید

 

بمیرید، بمیرید، وزین ابر برآیید

چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید

 

خموشید، خموشید، خموشی دم مرگ است

هم از زندگی است این که زخاموش تفیرید

 

 

مولوی---برگرفته از سایت تبیان

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 دی1388ساعت 11:17 قبل از ظهر  توسط امید  | 

باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

روزي كــه شــد بــه نيـــزه ســر آن بزرگـــوار
خورشــــيد ســــر برهنــــه برآمــــد زكوهســــار

اين كشته فتاده به هامون حسين توست
وين صيد دست و پا زده در خون حسين توست

استاد محتشم كاشاني

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 دی1388ساعت 5:15 بعد از ظهر  توسط امید  |