|
|
|
|
|
اگر کلید قلبی را نداری قفلش نکن اگر کسی را دوست داری خردش نکن اگر دستی را گرفتی رهاش نکن |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 24 آبان1385ساعت 9:41 قبل از ظهر توسط امید
|
|
||
|
|
|
|
|
سهراب تو گفتی:
چمشها را باید شست! شستم جور دیگر باید دید! دیدم زیر باران باید رفت! رفتم ولی او نه چشمهای خیسم و نه نگاه دیگرم ؛ هیچکدام را ندید فقط خندید و گفت: دیوانه باران زده |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 24 آبان1385ساعت 9:35 قبل از ظهر توسط امید
|
|
||