|
|
|
|
|
پیرایه مردان خدا حیدر کرار آن هم نسب و هم نفس احمد مختار آن حاجب بار در اسرار پیمبر آن میر دلیر سپه دین جهاندار «قوامی رازی» منبع: http://www.tebyan.net/nonfiction/2010/8/31/135666.html |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 12 شهریور1389ساعت 1:31 قبل از ظهر توسط امید
|
|
||
|
|
|
|
|
دهانت را میبویند " مبادا که گفته باشی دوستت دارم " دلت را میپویند روزگار غریبیست نازنین روزگار غریبیست نازنین و عشق را کنار تیرک راهبند تازیانه میزنند عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد و در این بنبست کج و پیچ سرما آتش را به سوختوار سرود و شعر فروزان میدارند به اندیشیدن خطر مکن روزگار غریبیست آن که بر در میکوبد شباهنگام به کشتن چراغ آمده است نور را در پستوی خانه نهان باید کرد آنک قصابانند بر گذرگاهها مستقر با کنده و ساتوری خون آلود روزگار غریبیست نازنین و تبسم را بر لبها جراحی میکنند و ترانه را بر دهان شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد کباب قناری بر آتش سوسن و یاس روزگار غریبیست نازنین ابلیس پیروز مست سور عزای ما را بر سفره نشسته است خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد. شاملو |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 8 مرداد1389ساعت 0:20 قبل از ظهر توسط امید
|
|
||
|
|
|
|
|
ساقی امشب باده از بالا بریز باده از خمخانه مولا بریز باده ای بی رنگ و آتش گون بده زان که دوشم داده ای افزون بده
ای انیس خلوت شبهای من می چکد نام تو از لبهای من محو کن در باده ات جام مرا کربلایی کن سرانجام مرا
یا علی بار دگر اعجاز کن مشت های کوفیان را باز کن باز کن چشمان ناز آلوده را بنگر این چشم نیاز آلوده را
تشنگی درساغرم لبریز شد زخم تنهایی فساد انگیز شد آتشی افکند در جان وتنم که این چنین بر آب وآتش میزنم
مرهم ما جز تولای تو نیست یوسفی اما زلیخای توکیست ای که هردم دم از مولا زنی بر یتیمان علی سر میزنی
بر یتیمان علی پرداختن بهتر از هفتاد مسجد ساختن شاهد اقبال در آغوش کیست کیسه نان و رطب بردوش کیست
کیست امشب کز علی یادی کند بر یتیمان من امدادی کند دست گیرد کودکان درد را گرم سازد خانه های سرد را
ای جوانمردان جوانمردی چه شد شیوه رندی و شب گردی چه شد شیعه گی تنها نماز و روزه نیست آب تنها در میان کوزه نیست
کوزه را پر کن زآب معرفت تا در آن جوشد شراب معرفت هر چه هستی جان مولا مرد باش گر قلندر نیستی شبگرد باش
حیدرا یک جلوه محتاج توام دار بر پا کن که حلاج توام شیعه یعنی یک بیابان بی کسی غربت صد ساله بی دلواپسی
شیعه یعنی صد بیابان جستجو شیعه یعنی هجرت از من تا به او شیعه یعنی دست بیعت با غدیر بارش ابر کرامت بر کویر
شیعه یعنی عدل و احسان ووقار شیعه یعنی انحنای ذوالفقار
برگرفته از |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 5 تیر1389ساعت 12:42 بعد از ظهر توسط امید
|
|
||
|
|
|
|
|
مادر
زیبا ترین کلمه هستی مظلوم ترین واژه آفرینش معصوم ترین کلمه وجود |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 13 خرداد1389ساعت 11:54 بعد از ظهر توسط امید
|
|
||
|
|
|
|
|
ای روی تو نور بخش خلوتگاهم یاد تو فروغ دل نا آگاهم
آن سرو بلند باغ زیبایی را دیدن نتوان با نظر کوتاهم
امام خمینی |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 13 خرداد1389ساعت 11:16 بعد از ظهر توسط امید
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 27 اردیبهشت1389ساعت 5:33 بعد از ظهر توسط امید
|
|
||
|
|
|
|
|
در بهار میتوان تسبیه بلبل را شنید اما افسوس که ما سالهاست بلبل را از شهر خود بیرون کرده ایم و فقط در حسرت صدای او زندگی میکنیم |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 7 اردیبهشت1389ساعت 0:39 قبل از ظهر توسط امید
|
|
||
|
|
|
|
|
بمیرید، بمیرید، در این عشق بمیرید در این عشق چو مردید، همه روح پذیرید
بمیرید، بمیرید، وزین مرگ مترسید کزین خاک برآیید سماوات بگیرید
بمیرید، بمیرید، وزین نفس ببرید که این نفس چو بند است و شما همچو اسیرید
یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان چو زندان بشکستید، همه شاه و امیرید
بمیرید، بمیرید، وزین ابر برآیید چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید
خموشید، خموشید، خموشی دم مرگ است هم از زندگی است این که زخاموش تفیرید
مولوی---برگرفته از سایت تبیان |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 6 دی1388ساعت 11:17 قبل از ظهر توسط امید
|
|
||
|
|
|
|
|
باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است استاد محتشم كاشاني |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 2 دی1388ساعت 5:15 بعد از ظهر توسط امید
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام بر مهدی
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 25 بهمن1387ساعت 12:48 بعد از ظهر توسط امید
|
|
||